السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

219

تفسير الميزان ( فارسي )

را ملزم كرد ، بطورى كه گويى سنگ بدهانش انداخته ، تا آنكه على بن محمد بن جهم برخاسته عرضه داشت : يا بن رسول اللَّه ( ص ) آيا نظر شما در باره انبياء اين است كه معصومند ؟ فرمود : بله ، پرسيد : با اين كلام خداى عز و جل چه مىكنى ؟ كه فرمود : ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) ؟ ، « 1 » تا آنجا كه ميگويد : مولانا حضرت رضا ( ع ) فرمود : واى بر تو اى على ، از خدا بترس ، و نسبت كارهاى زشت بانبياء مده ، و كتاب خداى را براى خودت تاويل مكن ، چون خداى عز و جل مىفرمايد : ( وَما يَعْلَمُ تَأْوِيلَه ، إِلَّا اللَّه وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ، تاويل آن را نميداند ، مگر خدا ، و آنان كه راسخ در علمند ) . « 2 » اما اينكه خداى عز و جل فرموده : ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) ، در اين زمينه بوده ، كه آدم را به منظور اينكه حجت و خليفه اش در زمين باشد خلق كرد ، نه براى اينكه در بهشت بماند ، و نافرمانى او در بهشت بوده ، نه در زمين ، و تازه آن نافرمانى هم بمقتضاى تقدير الهى بوده ، همين كه به زمين هبوط كرد ، و حجت و خليفه او در زمين گرديد ، بمقام عصمت نيز برسيد ، كه خداى عز و جل در باره عصمتش فرموده : ( إِنَّ اللَّه اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً ، وَآلَ إِبْراهِيمَ ، وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ) ، « 3 » ( تا آخر حديث ) . مؤلف : اينكه امام فرمود : نافرمانى آدم در بهشت بوده ، اشاره است بان بيانى كه ما كرديم ، كه تكليف نخوردن از درخت تكليف مولوى نبوده ، بلكه ارشادى بوده ، چون در بهشت هنوز تكاليف دينى جعل نشده بود ، و موطن تكليف دينى زندگى زمينى است ، كه خدا براى آدم از پيش مقدر كرده بود ، پس معصيت نامبرده معصيت امر ارشادى بوده ، نه مولوى ، پس ديگر جا ندارد كه مانند بعضى از مفسرين خود را به زحمت انداخته ، حديث نامبرده را تاويل كنيم . و در عيون « 4 » از على بن محمد بن جهم روايت آورده كه گفت : بمجلس مامون در آمدم و ديدم كه على بن موسى ( ع ) نيز در آنجايند ، مامون بآنجناب گفت : يا بن رسول اللَّه ! آيا نظر شما اين نيست كه انبياء معصومند ؟ فرمود : بله ، همين است ، پرسيد : پس چرا خداى تعالى فرموده : ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) ؟ فرمود : خداى تعالى بادم دستور داده بود : كه تو و همسرت در بهشت سكنى كنيد ، و از هر چه ميخواهيد بخوريد ، ولى نزديك اين درخت مشويد ، و اشاره فرمود بدرخت معينى از گندم ، كه در آنجا بود ، و فرمود : اگر از اين بخوريد ، از ستمكاران ميشويد ، و نفرموده بود كه از جنس اين درخت نخوريد ، آدم هم خيال كرد تنها از آن بوته معين نهى شده ، و لذا از آن بوته معين نخورد ، بلكه از بوته اى ديگر خورد ، آن هم بوسوسه شيطان خورد ، چون شيطان به او و همسرش گفت : پروردگارتان از خصوص اين بوته شما را نهى كرده ، كه از آن نخوريد ، و اما غير اين بوته را

--> 1 - سوره طه ، آيه 121 2 - سوره آل عمران آيه 7 3 - سوره آل عمران آيه 33 4 - عيون اخبار الرضا ج 1 ص 155 ح 1 ب 15